<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>blogfa.com.نگاه عشق.www</title>
<link>http://negahe-eshgh.blogfa.com/</link>
<description>به نام کسی که عشق را آفرید ولی بعضی ها عرضه داشتنش رو ندارن</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 21 Sep 2009 04:22:34 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>http://negahe-eshgh.blogfa.com/post-55.aspx</link>
<description>س.</description>
<pubDate>Mon, 21 Sep 2009 04:22:34 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=negahe-eshgh&amp;postid=55</comments>
<dc:creator>negahe-eshgh</dc:creator>
<guid>http://negahe-eshgh.blogfa.com/post-55.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://negahe-eshgh.blogfa.com/post-54.aspx</link>
<description>س</description>
<pubDate>Sat, 22 Aug 2009 18:09:27 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=negahe-eshgh&amp;postid=54</comments>
<dc:creator>negahe-eshgh</dc:creator>
<guid>http://negahe-eshgh.blogfa.com/post-54.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ساحل بی هویت</title>
<link>http://negahe-eshgh.blogfa.com/post-53.aspx</link>
<description> آمدم، بی هیچ هیاهویی و با آرامشی که بوی طوفان را می دهد. در زمزمه ی قدمهایم، شنیدم آوای درون قلب برگ های زرد روی سنگ فرش پیاده رو را، که هر یک با خش خش آهنگین در باد به سفری کوتاه تا کرانه ساحل دریا می دویدند با پروازی بدون بال و پر، اما من خیره به آسمان صاف در تمنای دیدن درختی سبز به این سو و آن سو می رفتم تا به یاد بیاورم خوشی بهاران را یا نوای شیرین جویباران را...
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt; آمده بودم که بر کرانه های سبز ساحل امید به دنبال گم شده خویش قدم هایم را تندتر و محکم تر از آن سوی آبهای مواج و درختان نارگیل قد کشیده اش برگیرم و بجویم آنی را که همه مسافران دشت یاس و لاله آن را حس کرده بودند...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt; امید موج سبز ساحل را می بینم که می غرد و می گوید اکنون باید کوبید به صخره های سیاه و ماسه های بی هویت این کرانه را...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;یا حق&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 21 Jul 2009 10:40:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=negahe-eshgh&amp;postid=53</comments>
<dc:creator>negahe-eshgh</dc:creator>
<guid>http://negahe-eshgh.blogfa.com/post-53.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://negahe-eshgh.blogfa.com/post-52.aspx</link>
<description>س</description>
<pubDate>Sat, 20 Jun 2009 08:43:13 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=negahe-eshgh&amp;postid=52</comments>
<dc:creator>negahe-eshgh</dc:creator>
<guid>http://negahe-eshgh.blogfa.com/post-52.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آنگاه که حقیقت را یافتم...</title>
<link>http://negahe-eshgh.blogfa.com/post-51.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 385px; HEIGHT: 241px&quot; height=365 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i41.tinypic.com/16by1qx.jpg&quot; width=524 align=textTop border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در اوج باور و یقین به تمامی آنچه که که می پنداشتم و می اندیشیدم و می دیدم در ماورای قضیه ی روابط و علایق همیشه محافظه کاری را به دیده شک و تردید در کنج خاطرم حفظ می کردم، زیرا ما آدمها هنوز یاد نگرفته ایم که بعد از سالیان سال از خیانت پدرمان آدم به قضیه ایی نه چندان خوشایند همچون خوشه ی گندمی یا سیبی به خودمان و اطرافیانمان بفهمانیم که آنچه وجود دارد اکثرا دروغ و نسبتا آمیخته با تردید است.!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; انسانیت در اوج خویش که نمی دانم تاریخ دقیق آن یا حتی گمان نمی کنم که در این کره خاکی وجود داشته است هنوز وجود داشته باشد! زیرا به اندیشه من هنوز این خطور نکرده که چرا ما همیشه خودمان را قبول داریم، چرا همیشه خودمان را می پرستیم و یا اینکه کسی دیگر را ستایش میکنیم یا او را تمجید می کنیم. در صورتی که در زندگی یا همان زنده بودنمان خطهایی از نوشته ی دیرینیان به چشم می خورد که نشان می دهد همیشه جامعه انسانی و شخص انسان در معرض سقوط و انحراف بوده است!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما بگذریم زیاد فلسفی فکر نکنیم. اندکی به خودمان بیاییم و در مورد خودمان بیاندیشیم، من در این روشنایی آفتاب امروز شک کردم، شکم اندکی بعد به یقین تبدیل شد! آیا واقعا روز روشن و شب تاریک است؟ آیا نباید لحظه ایی درنگ کرد و به قول شاعر چشمها را باید شست و جور دیگر باید نگاه کرد؟.....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یا حق&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 01 May 2009 18:16:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=negahe-eshgh&amp;postid=51</comments>
<dc:creator>negahe-eshgh</dc:creator>
<guid>http://negahe-eshgh.blogfa.com/post-51.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حرفهایی از جنس خاطره ...</title>
<link>http://negahe-eshgh.blogfa.com/post-50.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG height=283 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://xs138.xs.to/xs138/09162/6cetwk1_copy598.jpg&quot; width=381 align=textTop border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; ایی خاطره ها، شما را به خدا از من گریز کنید زیرا شما را زیادی در اعصاب ذهنم به این سو و آن سو پراکنده ام. مرا به حال خود رها کنید... تو ایی خاطره زمانی تنها، تنهای من بودی اما امشب دیگر مجالی برای اینکه بگویم &quot;فقط به خاطر تو&quot; نیست!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  در کویر خشک و زمین بایر وجودم که باران را هیچوقت با معنی کامل باران ندیده ، دیگر طاقت پرورش خاطره را ندارم تا باعث و بانی قشنگ ترین لحظه های زندگی شوم! کاش آنچه را که بهترین خاطره ی خود می دانم به فراموشی بسپارم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  نمیدانم بگویم خداحافظ یاد و خاطرم، دیگر به سوی من بازنگردید و دوباره آرامش تو را به خاطر حماقت هایم بر هم نزنم. یا دریای پر از امواج خروشان وجودم بیشتر از قبل متلاطم تر شود؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; دیگر خسته ام، خسته ، نه نای ماندن و نه طاقت رفتن ، به دوستی خاطره های همسایه هم شده دیگر به سوی من بازنگردید. چون مرا آدمی خواهید یافت که می خواهد بمیرد در اوج قله های خاطره ی خاطر شما....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یا حق&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 14 Apr 2009 10:19:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=negahe-eshgh&amp;postid=50</comments>
<dc:creator>negahe-eshgh</dc:creator>
<guid>http://negahe-eshgh.blogfa.com/post-50.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حرف هایی از جنس یک نگاه</title>
<link>http://negahe-eshgh.blogfa.com/post-49.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;اکنون که بر روی تختخواب خود جسم و تن را برای استراحت زیر این سقف وعده داده ام افکار آشفته مانند قطاری زوزه کشان بر روی چشمانم به سوی ناکجا آباد می لغزد!&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;نمی دانم هوای این آسایشگاه غمگین است یا شاید سنگینی خاطر من است که این چنین مرا در آغوش طوفان و یاد قرار داده است!&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;و توی آرام جانم، ای آرامش، اي مرهم زخم‌هاي كهنه‌ي روحم، بيا مرا از آشفتگي رها كن. از زماني كه اولين نگاه من به تو گرفتار شد حس غريبي در احساس من توليد يافت و شعله‌هاي يك آتش در دل و جانم زبانه كشيدند. سنگين است اما شيرين، و من به هيچ رسيدم، به هست رسيدم، افكار و خاطر از آن زمان تاكنون فقط تو را مي‌جويد، مي‌خوانند....&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;حس زيباي دوست داشتن، علاقه، رابطه، انديشه، خاطره، همگي و همگي اين‌ها در نگاهم، روحم، جانم، جسمم زمينه شده است، پيوند خورده‌اند، با نام تو و ياد تو. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;نمي‌دانم بگويم به چه مقدار تو را فرياد بزنم، اما خوب مي‌دانم كه فقط تو لياقت صداي پاك و مقدس عشق را در من داري و اين براي ايجاد پيوندهايي از جنس دوست داشتنم، عشق ورزيدن، زندگي كردن، كافي است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;در ميدان خيالم براي تو جايگاهي والا در نظر گرفته‌ام، دريايي آبي و بيكران، جزيره‌اي كوچك اما زيبا، قايقي دو نفره، كلبه‌اي محقر اما پر از صفا، دو صندلي رو به‌روي هم، همه‌ي اين‌ها انتظار تو را مي‌كشند تا رضايت تو جلب شود و اندكي از وقت خود را براي ملاقات با سرزمين خيالي من خالي بگذاري.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;كاش مي‌شد هميشه و تا ابد در كنار هم باشيم و من هر لحظه از عمر كوچكم را براي پذيرايي از خاطر تو تزيين كنم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;مي‌دانم كه باز كافي نيست و قدر و منزلت تو بسي بيشتر و بالاتر از ميزباني ساده و كوچك ذهن من است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;اما اندكي بيشتر گذشت و ايثار را بر من ارزاني كن كه اين حقير نمي‌داند كه چگونه تو را بر كرسي حكومت دل بنشاند؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;تا يادي ديگر و مهماني ديگر انتظار خواهم كشيد!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;يا حق!&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 11 Mar 2009 04:39:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=negahe-eshgh&amp;postid=49</comments>
<dc:creator>negahe-eshgh</dc:creator>
<guid>http://negahe-eshgh.blogfa.com/post-49.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://negahe-eshgh.blogfa.com/post-48.aspx</link>
<description>&lt;H1&gt;&lt;SUP&gt;زندگي شايد&lt;/SUP&gt; &lt;/H1&gt;
&lt;P&gt;يك خيابان درازست كه هر روز زني با زنبيلي از آن مي گذرد&lt;/P&gt;
&lt;H1&gt;&lt;SUP&gt;زندگي شايد&lt;/SUP&gt; &lt;/H1&gt;
&lt;P&gt;ريسمانيست كه مردي با آن خود را از شاخه مي آويزد&lt;/P&gt;
&lt;H1&gt;&lt;SUP&gt;زندگي شايد&lt;/SUP&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;P&gt;طفليست كه از مدرسه برميگردد&lt;/P&gt;
&lt;H1&gt;&lt;SUP&gt;زندگي شايد&lt;/SUP&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;P&gt;افروختن سيگاري باشد &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در فاصله ي رخوتناك دو هم آغوشي.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;يا عبور گيج رهگذري باشد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;كه كلاه از سر بر مي دارد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و به يك رهگذر ديگر با لبخندي بي معني مي گويد:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;صبح بخير&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;H1&gt;&lt;SUP&gt;زندگي شايد&lt;/SUP&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;P&gt;آن لحظه ي مسدوديست كه نگاه من،&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در ني ني چشمان تو خود را&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ويران مي سازد...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; می دونم نگاه فروغ به زندگی با &quot;نگاه عشق&quot; تو  زمین تا آسمون تفاوت داره! اما چون امشب هنوز تو بدنیا نیومدی که نظرتو بدونم برات نوشتم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Courier New&quot; color=#000000 size=5&gt;یا حق&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 10 Mar 2009 20:09:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=negahe-eshgh&amp;postid=48</comments>
<dc:creator>negahe-eshgh</dc:creator>
<guid>http://negahe-eshgh.blogfa.com/post-48.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حرف هایی از جنس یک نقاشی...</title>
<link>http://negahe-eshgh.blogfa.com/post-47.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;پشت ديوارهاي شهر دل، آرزوهاي يك تنها، يك بي‌كس پژمرده شده اند، باغبان سرزمين رؤياهاي خيس، از گذر جاده‌هاي پر سوز و گداز آتش و خاكستر شده است. دل ساده‌ي ما را ببين كه چه قشنگ و بي‌پرده از دل تنگي و دل خوشي‌ها نقاشي مي‌كشيد! آواز قناريان جنگل دوستي آشناي هميشگي آسمان روشن ديروزمان بود! اما چه روشني و نوري، آن آسمان حتي لحظه‌اي از ابرهاي تاريك و سياه نارفيقان خالي نبود.&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;فضاي غم‌انگيز كوير دل بي هيچ باراني اميد بهار مي‌كشد!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;تو اي همنشين، اي همراه دل، برايت خانه‌اي رويايي خوش نما از خاطره، سبز از عطر صداقت ساخته‌ام حصاري از جنس وفاداري و سقفي از ستارگان كوير با پلكاني تا اوج صميميت خورشيد با زمين تزيين كرده‌ام.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;از ياد نبرده‌ام وعده‌هاي شيرين تو را كه دل مرا فريب مي‌داد! حقه‌ي همنشين ريا و دورنگي، اما باز هم دوست دارم بشنوم حرف‌هاي دو پهلوي تو را، چون عادت كرده است و ترك عادت سخت است!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;كودك درون من هنوز مدادرنگي‌ها و دفتر نقاشي‌اش را دور نينداخته است، زيرا از زمان آشنايي و هنگامي كه نگاهم با نگاهت پيوند خورد هِي تصوير تو را مي‌كشد و هِي پاك مي‌كند چون نمي‌داند زيبايي تو را چگونه بر صفحه‌ي قلبم حكاكي كند...؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;اما روزي مي‌رسد كه موفق خواهم شد تو را با تمام تلخي‌ها و شيريني‌ها بر آسمان دل رسم كنم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;و با جان و دل براي تماشاي وجود نازنين تو زانو بزنم...!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;يا حق&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 18 Feb 2009 05:11:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=negahe-eshgh&amp;postid=47</comments>
<dc:creator>negahe-eshgh</dc:creator>
<guid>http://negahe-eshgh.blogfa.com/post-47.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دوری</title>
<link>http://negahe-eshgh.blogfa.com/post-46.aspx</link>
<description>شاید تا حالا شده باشه بین جماعتی گیر کنید که همرنگش نیستید همه مثل یه جعبه ی مداد رنگی هستن که رنگ هاشون با تو فرق داره هر چی هم می گردی انگار که تموم جعبه های مداد رنگی مداد هم رنگ تو رو گم کردن.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خیلی سخته که آدم بین کسایی باشه که نتونه باهاشون حرف بزنه و هر روز مجبور باشی برای التیام خودت با کسایی حرف بزنی که فرسنگ ها ازشون دور هستی و حتی نمی تونی به چشماشون نگاه کنی اما فقط یه جمله است که آرومت می کنه.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;چون می گذرد غمی نیست&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;یا حق!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 28 Jan 2009 05:07:43 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=negahe-eshgh&amp;postid=46</comments>
<dc:creator>negahe-eshgh</dc:creator>
<guid>http://negahe-eshgh.blogfa.com/post-46.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
