blogfa.com.نگاه عشق.www
به نام کسی که عشق را آفرید ولی بعضی ها عرضه داشتنش رو ندارن
پشت ديوارهاي شهر دل، آرزوهاي يك تنها، يك بيكس پژمرده شده اند، باغبان سرزمين رؤياهاي خيس، از گذر جادههاي پر سوز و گداز آتش و خاكستر شده است. دل سادهي ما را ببين كه چه قشنگ و بيپرده از دل تنگي و دل خوشيها نقاشي ميكشيد! آواز قناريان جنگل دوستي آشناي هميشگي آسمان روشن ديروزمان بود! اما چه روشني و نوري، آن آسمان حتي لحظهاي از ابرهاي تاريك و سياه نارفيقان خالي نبود. فضاي غمانگيز كوير دل بي هيچ باراني اميد بهار ميكشد! تو اي همنشين، اي همراه دل، برايت خانهاي رويايي خوش نما از خاطره، سبز از عطر صداقت ساختهام حصاري از جنس وفاداري و سقفي از ستارگان كوير با پلكاني تا اوج صميميت خورشيد با زمين تزيين كردهام. از ياد نبردهام وعدههاي شيرين تو را كه دل مرا فريب ميداد! حقهي همنشين ريا و دورنگي، اما باز هم دوست دارم بشنوم حرفهاي دو پهلوي تو را، چون عادت كرده است و ترك عادت سخت است! كودك درون من هنوز مدادرنگيها و دفتر نقاشياش را دور نينداخته است، زيرا از زمان آشنايي و هنگامي كه نگاهم با نگاهت پيوند خورد هِي تصوير تو را ميكشد و هِي پاك ميكند چون نميداند زيبايي تو را چگونه بر صفحهي قلبم حكاكي كند...؟ اما روزي ميرسد كه موفق خواهم شد تو را با تمام تلخيها و شيرينيها بر آسمان دل رسم كنم. و با جان و دل براي تماشاي وجود نازنين تو زانو بزنم...! يا حق خیلی سخته که آدم بین کسایی باشه که نتونه باهاشون حرف بزنه و هر روز مجبور باشی برای التیام خودت با کسایی حرف بزنی که فرسنگ ها ازشون دور هستی و حتی نمی تونی به چشماشون نگاه کنی اما فقط یه جمله است که آرومت می کنه. چون می گذرد غمی نیست یا حق!
| Design By : Night Skin |


