blogfa.com.نگاه عشق.www
به نام کسی که عشق را آفرید ولی بعضی ها عرضه داشتنش رو ندارن
بازم مثل همیشه می نویسم و بذار مثل همیشه خيال كنم هنوز نوشته هام رو مي خوني . بذار خيال كنم توي دلتنگيهات وقتي كه نزديك غروب مي شه و قدم مي زني هنوز به فكرمني . اصلا مي خوام خيال كنم هنوز به قول خودت يك ذره از نيازتم . مگه نمي گن آدم با اميد زنده است خوب منم با خيال زنده ام . مي دونم هيچوقت دلت واسم تنگ نمي شه و پيش خودت ميگي هر چي مي شه بذار بشه ولي چرا نمي ذاري خيال كنم كه دل تنگم شدي . با اينكه مي دونم ديگه زندگيم برات مهم نيست چرا نبايد خيال كنم كه حداقل برام آرزوي خوشبختي مي كني . مگه اينا بيشتر از يك خياله كه اونو هم بهم اجازه نمي دي؟ چرا بايد شعرها و نوشته هام به جاي واقعيت رنگشون رو به فكر و خيال ببازند . اصلا بي خيال ؛ از بس كه چرا چرا كردم خسته شدم . ديگه مي خوام با واقعيت ها زندگي كنم البته اگه تو بذاري ايندفعه نمي خوام خيال كنم بلكه مي خوام مطمئن باشم دوستت دارم هايي كه توي نامه هاي عاشقانت مي گفتي شوخي كاغذي تو بود . فقط همين و بس . ولي خدايا ، آهايي خداي مهربون چرا با اينكه مي دونم چه بي وفايي ها در حقم كرد ولي فكر مي كنم حتما دليل قانع كننده ايي براي تركم داشت. حالا مي تونم فقط در كنار خيالي كه از تو توي ذهنم مو نده بگم ايي دريغ از عمر رفته ، ايي دريغ . يا حق
| Design By : Night Skin |


